معنی گردیک

معنی گردیک

10 بازدید
[ گُ یَ ] (اِخ) خواهر بهرام چوبینه است. (تاریخ ایران در زمان ساسانیان ص ۳۴۸ و ۴۶۷). رجوع به گردیه شود.
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرگور بخش سلوانا از شهرستان ارومیه، واقع در ۲۰هزارگزی جنوب خاوری سلوانا و ۲هزارگزی باختر راه ارابه رو زیوه به ارومیه. هوای آن سرد و سالم است. دارای ۱۷۳ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و توتون. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سکمن آباد بخش حومهٔ شهرستان خوی، واقع در ۲۸هزارگزی شمال باختری خوی و هزارگزی شمال راه شوسهٔ سیه چشمه به خوی. هوای آن سردسیر و سالم و دارای ۸۴۲ تن سکنه است. آب آنجا از قنات و چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. در ۳هزارگزی جنوب خاوری قریه چشمهٔ آب معدنی وجود دارد. در دو محل بفاصله ۴هزارگزی به نام گردیک بالا و پائین مشهور است و سکنهٔ گردیک پائین ۳۸۱ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «گردیک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید