معنی گردیوس
6 بازدید
[ گُ یُسْ ] (اِخ) پادشاه کاپادوکیه که مهرداد ششم و تیگران او را بر تخت نشانده بودند. (ایران باستان ص ۲۲۷۴). گره گردیوس مثلی است و آن چنین بوده است که ارابه ای از زمان گردیوس باقیمانده و قید آن ترکیب یافته بود از گره هایی که ماهرانه یکی را روی دیگری زده بودند و کسی نمیتوانست این گره ها را باز کند. غیب گویی گفته بود که هر کس این گره ها را باز کند آسیا از آن او خواهد بود تا اینکه اسکندر داوطلب شد ولی از باز کردن آنها عاجز ماند و شمشیر خود را کشیده رشته ها را برید و گفت: تفاوت نمیکند این هم یک نوع گشودن است. این قضیه ضرب المثل شده؛ در مواردی که کسی مسئلهٔ غامض و لاینحلی را حل نکند، ولی زود با تردستی آن را از میان بردارد، گویند: «گره گردیوس را برید». و رجوع به ایران باستان ص ۱۲۸۴ شود.
کلمات همقافیه با «گردیوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر