معنی گردکانه
6 بازدید
[ گِ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۲۶۰۰۰ تا ۳۳۰۰۰ گزی شمال سنقر، کنار راه سنقر به قروه. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر، دارای ۱۷۲۰ تن جمعیت است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و صنایع دستی آنان قالیچه، جاجیم و پلاس بافی است. در دو محل بفاصلهٔ ۶۰۰۰ گزی واقع به علیا و سفلی مشهور و سکنهٔ علیا ۱۱۱۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گِ نَ / نِ ] (اِخ) رجوع به نام فعلی آن «سورکه» شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گِ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنگاور بخش شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۹هزارگزی شمال کنگاور. هوای آن معتدل و دارای ۳۱۲ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات دیمی و آبی، حبوبات و انگور و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم و جوال بافی است. راه آن مالرو است و از خسروآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گِ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آب سردهٔ بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در ۲۳هزارگزی شمال خاوری چقلوندی و ۴هزارگزی باختر راه شوسهٔ فرعی چقلوندی به بروجرد. منطقه ای کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۸۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، صیفی، لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی سیاه چادربافی است. ساکنین آن از طایفهٔ بیرالوند هستند و در زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ گِ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در ۳۶هزارگزی شمال خاوری نورآباد و ۲هزارگزی کنار باختری راه شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه. هوای آن سرد و دارای ۱۲۰ تن جمعیت است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنین از طایفهٔ ای تیوند هستند و در زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «گردکانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر