معنی گردونسوار
5 بازدید
[ گَ سَ ] (ص مرکب) مسافر در آسمانها. (ناظم الاطباء): نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد که عیسی از ره افتادگی گردون سوار آمد. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گردونسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر