معنی گردهپیچ
5 بازدید
[ گِ دَ ] (اِ) گول خوردن. || گول زدن. || چیزی را در مقابل نان گرفتن. (از شعوری). || (ن مف مرکب) دورزده. احاطه شده. محاصره شده. (از ناظم الاطباء). || (اِ مرکب) تخم گیاهی است موسوم به «آشجیلر». (شعوری). بذور معطر و خوشبوئی که در غذاها طبخ کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گردهپیچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یچ» برای سرودن شعر