معنی گردهده
4 بازدید
[ گِ دَ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۱۵هزارگزی شمال خاور مراغه و ۲۰هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو مراغه به قره آغاج. هوای آن معتدل و دارای ۴۸۱ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ مردق تأمین میشود. محصول آن غلات، نخود و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گِ دَ دهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوچ تپهٔ بخش ترکمان شهرستان میانه، واقع در ۷هزارگزی جنوب بخش و ۵هزارگزی راه شوسهٔ میانه به تبریز. هوای آن معتدل و دارای ۷۰ تن سکنه است. آب آنجا از سرچشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گردهده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر