معنی گردندگی
[ گَ دَ دَ / دِ ] (حامص) تغییر. تحول : بتری گراینده شد گوهرش که گردندگی دور بود از برش.نظامی. درست آن شد که این گردش بکاری است در این گردندگی هم اختیاری است.نظامی. و رجوع به گردیدن و گردنده شود.
کلمات همقافیه با «گردندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر