معنی گردنای
[ گَ / گِ ] (اِ) چوبی را گویند که بر آن غلطکی نصب سازند و به دست طفلان دهند تا راه رفتن را بیاموزند. (برهان). رجوع به گردنا شود. || چوبی باشد امرودی که طفلان ریسمان بر آن بپیچند و نوعی بر زمین اندازند که تا دیرزمان در گردش باشد و به عربی آن را دوامه خوانند. (برهان). آن را به هندی لبتو خوانند. (جهانگیری). || گل سرخ. (برهان). و رجوع به گردنا شود.
کلمات همقافیه با «گردنای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر