معنی گردناکی
[ گَ ] (حامص مرکب) آلودگی به گرد. خاک آلودگی. غبره. (دهار). || به رنگ خاک. خاکی رنگ بودن : مشتری در لونها دلالت دارد بر گردناکی و سپیدی آمیخته به زردی. (التفهیم).
کلمات همقافیه با «گردناکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر