معنی گردناج
[ گِ دِ ] (اِ) گردانیده و آن کبابی باشد که گوشت آن را در آب جوشانیده باشند بعد از آن به سیخ کشند و کباب کنند و بهترین آن مرغ جوان فربه باشد. (برهان) (انجمن آرا). و رجوع به گَردَنا شود.
کلمات همقافیه با «گردناج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر