معنی گردشکن شدن
5 بازدید
[ گِ شِ کَ شُ دَ ] (مص مرکب) شکستن بطور گرد. مدور شکستن. گردشکن شدن استخوان یا بازو و یا ران از پهنا.
کلمات همقافیه با «گردشکن شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر