معنی گردزاد
5 بازدید
[ گُ ] (ن مف مرکب) دلیرزاده. پهلوان زاده. کسی که او را گرد زائیده باشد: پس از باره رودابه آواز داد که ای پهلوان بچهٔ گردزاد. فردوسی.
کلمات همقافیه با «گردزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر