معنی گردانه
5 بازدید
[ گِ نَ / نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان منگور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۷۱هزارگزی جنوب باختری مهاباد و ۲۳هزاروپانصدگزی باختر راه شوسهٔ مهاباد به سردشت. هوای آن کوهستانی و سردسیر و دارای ۲۶۰ تن جمعیت است. آب آن از رودخانهٔ بادین آباد تأمین میشود. محصول آن غلات، توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گَ نَ / نِ ] (اِ) حلقهٔ آهنی است که بدان چیزها آویزند. || گِردانه، نوعی گردون خردی است که طفلان رفتار از آن آموزند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گردانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر