معنی گرداس
5 بازدید
[ گُ ] (ص) ستمگر. ظالم. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری) (انجمن آرا): اگر حال رعیت هم بر این آئین شود فردا ز جمع زادگانش پر شود بازار نخاسان خدایا بی زبان بگذاشتی این بی زبانان را مگر هم تو از ایشان بازداری شر گرداسان. حکیم نزاری قهستانی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «گرداس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر