معنی گردآفرید
10 بازدید
[ گُ فَ ] (اِخ) نام دختر گژدهم است : زنی بود بر سان گرد سوار همیشه به جنگ اندرون نامدار کجا نام او بود گردآفرید که چون او به جنگ اندرون کس ندید. فردوسی.
کلمات همقافیه با «گردآفرید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر