معنی گردآباد
5 بازدید
[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومهٔ شهرستان ارومیه، واقع در ۱۰هزارگزی شمال ارومیه، در مسیر راه شوسهٔ ارومیه به سلماس. هوای آن معتدل و دارای ۵۲۶ تن جمعیت است. آب آن از نازلوچای و چشمه. محصول آنجا غلات، توتون، کشمش، چغندر و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جوراب بافی است. در این ده دبستان پنج کلاسه وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گِ ] (اِخ) نام شهر مدائن است و آن را طهمورث دیوبند که از جملهٔ پیشدادیان است بنا کرده بود و جمشید به اتمام رسانید. (برهان). آباد شده... و آن هفت شهر بوده که مدائن سبعه خوانده اند. قادسیه. رومیه. حیره. بابل. حلوان. نهروان و مدائن. جمشید بر دجلهٔ بغداد از سنگ پلی عظیم بسته بود، اسکندر آن پل را مانند تخت جمشید خراب کرد. (آنندراج). و رجوع به نزهة القلوب مقالة الثالثه ص ۴۴ شود.[ گَ ] (اِخ) از چهل و یک پاره دیه است از ناحیه ماوین در همدان. (نزهة القلوب مقالة الثالثه ص ۷۲).
کلمات همقافیه با «گردآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر