معنی گربک
8 بازدید
[ گُ بَ ] (اِ مصغر) مصغر گربه. گربهٔ کوچک : بیاورد پس گردیه [ خواهر بهرام چوبینه ] گربکی که پیدا نبد گربه از کودکی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گربک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر