معنی گربه شاندن
6 بازدید
[ گُ بَ / بِ دَ ] (مص مرکب) فریفته شدن : هرگز به دروغ این فرومایه جز جاهل و غمر گربه کی شاند.ناصرخسرو (از امثال و حکم دهخدا). به حسرت جوانی به تو بازناید چرا ژاژ خایی چرا گربه شانی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «گربه شاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر