معنی گربه رقصاندن
5 بازدید
[ گُ بَ / بِ رَ دَ ] (مص مرکب) در کارها مانع بوجود آوردن. کاری را به تأخیر انداختن. تعلل و امروز و فردا کردن در ادای حقی. تعلل و مماطله در ادای حقی با دلیل های سست. گربه رقصانی. گربه رقصانی کردن.
کلمات همقافیه با «گربه رقصاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر