معنی گربهچشمی
5 بازدید
[ گُ بَ / بِ چَ / چِ ] (حامص مرکب) کبودچشمی. زاغ چشمی. ازرقی. داشتن چشمی آنچنان گربه. رجوع به گربه چشم شود.
کلمات همقافیه با «گربهچشمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر