معنی گرایش

معنی گرایش

5 بازدید
[ گَ / گِ یِ ] (اِمص) (از: گرای + ش، اسم مصدر). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به اسم مصدر تألیف همین نگارنده شود. میل و خواهش. (برهان). میل. رغبت. (از غیاث): کنون من تو را آزمایش کنم یکی سوی رزمت گرایش کنم.فردوسی. نه گاه بسودن مر آن را نمایش نه گاه گرایش مر آن را گرانی.فرخی. گرایش نکردی به کار دگر گهی پای کندی ز تن گاه سر.نظامی. همان دین دیرینه را نو کنند گرایش سوی دین خسرو کنند.نظامی. به هر جا گرایش کند جان تو بود نور و ظلمت به فرمان تو.نظامی. گهی دل به رفتن گرایش کند گهی خواب را سر ستایش کند.نظامی. || قصد و آهنگ. || پیچش باشد که از نافرمانی کردن است. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «گرایش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید