معنی گران شدن
5 بازدید
[ گِ شُ دَ ] (مص مرکب) ناگوار و نامطبوع گردیدن : کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد. کسائی. از بس که سر به خانهٔ هر کس فروکند سرد و گران و بی مزه شد میهمان برف. کمال الدین اسماعیل. || سنگین شدن سر پس از نشئه شراب. خمارآلودگی : چو شد نوش خورده شتاب آمدش گران شد سرش رای خواب آمدش. فردوسی. || کنایه است از نزدیک شدن وضع حمل : بر آن نیز بگذشت یکچند روز گران شد فرنگیس گیتی فروز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گران شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر