معنی گران آمدن
6 بازدید
[ گِ مَ دَ ] (مص مرکب) ناگوار افتادن. ناگوار آمدن. دشوار افتادن. || گران آمدن گفتاری به کسی. برخوردن به او: مهر فیروز گفت که اگر بر تو گران نیاید مرا بدان مقام شما توانی برد. (تاریخ طبرستان ص ۶۸). یکی عیب است اگر ناید گرانت که بویی در نمک دارد دهانت.نظامی. که ملوک آن طرف قدر چنان بزرگوار ندانستند و بی عزتی کردند و بر ما گران آمد. (گلستان سعدی). مرا که پروردهٔ نعمت این خاندانم این سخن گران آمد. (گلستان سعدی).
کلمات همقافیه با «گران آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر