معنی گرانیدن
3 بازدید
[ گِ دَ ] (مص) سنگین شدن و وزین شدن و ثقیل گشتن. (ناظم الاطباء) (شعوری). || سنجیدن و به گمان و حدس بیان کردن وزن چیزی را با دست. || گران کردن. افزودن بر قیمت چیزی. || عزیز داشتن و رفیع و عالی پنداشتن چیزی و ستودن آن. (از ناظم الاطباء).[ گُ دَ ] (مص) وادار کردن کسی را در گرفتن یا نگاه داشتن چیزی. (ناظم الاطباء)
کلمات همقافیه با «گرانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر