معنی گرانپرواز
6 بازدید
[ گِ پَ رْ ] (ص مرکب) آنکه پرواز بدیر کند. (آنندراج). دیرپرواز. دیرگذر: در این بستان سرا خود را چنان صائب سبک کردم که رنگ چهرهٔ گل را گران پرواز میدانم. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرانپرواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر