معنی گرانخوی
3 بازدید
[ گِ ] (ص مرکب) کنایه از مخالف و ناساز و بر این قیاس گران بودن خوی : از بس که تو را خوی به عشاق گران است بیقدر متاع سر بازار تو جان است. شیخ العارفین (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرانخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر