معنی گرانبار

معنی گرانبار

7 بازدید
[ گِ ] (ص مرکب) کسی که بار گران دارد. سنگین بار. آنکه بار او سنگین است : ساز سفرم هست و نوای حضرم هست اسبان سبکبار و ستوران گرانبار.فرخی. کیست که از بخشش تو نیست گران دخل کیست که از منت تو نیست گرانبار. فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۹۶). همیشه سختی ره بر خر گرانبار است. ظهیر فاریابی. همه گرانبار دو اجر جزیل و دو ثواب جمیل با مساکن خویش رفتندی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). چه نیکو زده ست این مثل پیر ده ستور لگدزن گرانبار به.سعدی. چون گرانباران بسختی میروند هم سبکباری و چستی خوشتر است. سعدی. || سنگین. وزین. ثقیل. سنگین وزن : آتش ز روی رفته و باد از سر افتاده در متاع گرانبارش.خاقانی. چنین گویند کاسب بادرفتار سقط شد زیر آن گنج گرانبار.نظامی. || کنایه از انسان و حیوان آبستن هم هست. (برهان) (آنندراج). || چاق. فربه : ترا گوسفندی از آن به بدی که باری، گرانبار و فربه بدی. شمسی (یوسف و زلیخا). || مکلف. موظف : چرا برآهو و نخجیر روزه نیست و نماز چرا من و تو بدین کارها گرانباریم. ناصرخسرو. || ناراحت، مکدر، دلتنگ : به سعد و نحس کاین آید و دگر برود گذشت مدتی و خاطرم گرانبار است. خاقانی. || شخصی را گویند که مال و اسباب و بنه و غنایم بسیار داشته باشد. (برهان). کنایه از کسی است که غنایم بسیار کرده باشد. || کنایه از کسی که پیشهٔ بسیار داشته باشد. (انجمن آرای ناصری). || غیرقابل تحمل. تحمل ناپذیر. آنکه بودنش زائد باشد: گرچه دلاله مبنی کار است گاه خلوت ترا گرانبار است.سنایی. || باردار و بارور اعم از درخت و حیوان و انسان. (برهان) (آنندراج): چمن در چمن دید سرو سهی گران بار شاخ ترنج و بهی.اسدی. - ابر گرانبار؛ ابر باران آور: در چهرهٔ او روز بهی بود پدیدار در ابر گرانبار پدیدار بود نم.فرخی. - زن گرانبار؛ زنی که به زادن نزدیک باشد.

کلمات هم‌قافیه با «گرانبار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید