معنی گراشیدن
5 بازدید
[ گَ دَ ] (مص) خراشیدن. || پریشان شدن و پریشان کردن. (برهان) (آنندراج). رجوع به گراش شود.
کلمات همقافیه با «گراشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر