معنی گراس
6 بازدید
[ گَ ] (اِ) تکه و نواله و به عربی لقمه باشد. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری). توشه. تکه. لقمه : جمله نعمت های الوان بهشت یک گراس از خوان احسان تو نیست. غضائری (از جهانگیری) (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || (ص) عزیز. مکرم. (آنندراج از فرهنگ رشیدی).[ گِ ] (اِخ) فرانسوا ژزف پل کنت دُ ملاح فرانسوی که به هنگام جنگ آمریکا شهرت یافت. متولد بسال ۱۷۲۲ م. در «بار» و متوفی در ۱۷۸۸ م.
کلمات همقافیه با «گراس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر