معنی گرازان
6 بازدید
[ گُ ] (نف، ق) جلوه کنان و خرامان. (برهان). در حال گرازیدن. رفتنی به تبختر:
کلمات همقافیه با «گرازان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر