معنی گراد
5 بازدید
[ گِ ] (اِ) جامهٔ کهنه. (برهان). جامه های کهنهٔ پاره پاره. معرب آن جراد است.[ گِ ] (اِ) و آن کمانی است برابر ۴۰۰ ۱ پیرامون دایره، جزءهای آن دقیقه است. (دقیقهٔ ۱۰۰ قسمتی) که یک صدم گراد باشد و ثانیه صدقسمتی که یک صدم دقیقهٔ صدقسمتی و یا ۱۰۰۰۰ ۱ گراد است. (مثلثات چ وزارت فرهنگ تألیف محمد وحید و تقی فاطمی).[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۲۷هزارگزی جنوب خاوری مهاباد و ۲۳هزارگزی باختری راه شوسهٔ بوکان به میاندوآب. هوای آن معتدل و مالاریائی و دارای ۶۴۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «گراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر