معنی گذار کردن

معنی گذار کردن

6 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) عبور کردن. گذشتن. رد شدن : بگفتند کای پهلو نامدار نشاید از این جای کردن گذار. فردوسی. نهادند بر دشت هیزم دو کوه جهانی نظاره شده همگروه گذر بود چندانکه جنگی سوار میانش بتنگی بکردی گذار.فردوسی. به بیرون برو نیک جایی بدار که آنجا کند شاه یوسف گذار. شمسی (یوسف و زلیخا). بلی شیر اندر وی گذار کرد، اما هیچ زیان نکرد. (سندبادنامه ص ۲۶۳). دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی جای نشست نیست بباید گذار کرد.سعدی. خونم بریز و بر سر خاکم گذار کن کآن رنج و سختیم همه پیش اندکی شود. سعدی (طیبات). ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی اسباب جمع داری و کاری نمیکنی مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی. حافظ. گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین که از تطاول زلفت چه سوگوارانند.حافظ. || گذاره کردن. رد شدن. نفوذ کردن چنانکه تیر یا سوزن : همان تیر ژوبین زهرآبدار که بر آهنین کوه کردی گذار.فردوسی . سر نیزه بر سپر آمد و از سپر درگذشت و از سینهٔ ترک گذار کرد. (اسکندرنامه نسخهٔ نفیسی). دگر باره چون سوزن آبدار همی کرده مویش ز جامه گذار. شمسی (یوسف و زلیخا). || گذر کردن بر کسی. نزد او رفتن. او را دیدار کردن. ملاقات نمودن : هم اینجا بمانم بر شهریار کنم گهگهی بر برادر گذار. شمسی (یوسف و زلیخا). پس از مدتی کرد بر من گذار که میدانیم گفتمش زینهار. سعدی (بوستان). ور ترا با خاکساری سر به صحبت برنیاید بر سر راهت بیفتم تا کنی بر من گذاری. سعدی (خواتیم). - گذار کردن از چیزی؛ از آن برتر و فراتر رفتن : ز گردون چنان کرد جاهش گذار کز او نیست برتر بجز کردگار.اسدی.

کلمات هم‌قافیه با «گذار کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید