معنی گداز دادن
6 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) ذوب کردن. آب کردن : گداز از آتش عشق تو دادم آنچنان تن را که چشم مو برون آورده کردم طوق گردن را. میرزا معز فطرت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گداز دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر