معنی گدازشگر
5 بازدید
[ گُ زِ گَ ] (ص مرکب) آنکه گدازد هر چیزی را. ریخته گر: تقدیر پی کاهش اجزای وجودش اکسیر فنا داد گدازشگر غم را. عرفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گدازشگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر