معنی گدارلندر
4 بازدید
[ گُ لَ دَ ] (اِخ) دهی از دهستان تل بزان بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز، در ۱۳هزارگزی شمال خاوری مسجدسلیمان، کنار راه شوسهٔ مسجدسلیمان. کوهستانی، گرمسیر مالاریائی و سکنهٔ آن ۵۰۰ تن می باشد. آب آن از کارون بوسیلهٔ تلمبه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل مردم آن کارگری شرکت نفت، زراعت و گله داری است. پاسگاه ژاندارمری دارد. ساکنین از طایفهٔ هفت لنگ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ گُ لَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرغا از بخش ایذهٔ شهرستان اهواز، در ۷۲هزارگزی باختری ایذه. کوهستانی معتدل و سکنهٔ آن ۱۵۰ تن می باشد. زبان اهالی فارسی بختیاری است. آب آن از چشمه. محصول آن غلات. شغل مردم زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «گدارلندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر