معنی گدار
8 بازدید
[ گُ ] (اِ) معبر. ممر: اسگدار؛ اسب گدار. گاوگدار. کبک گدار. - بی گدار به آب زدن؛ بی احتیاط به کاری قیام کردن. بی فکر کاری را انجام دادن.
کلمات همقافیه با «گدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر