معنی گجگین
5 بازدید
[ گُ ] (اِخ) دهی از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان، ۱۵۰۰۰گزی خاور کرمان و ۶۰۰۰گزی شمال راه شوسهٔ کرمان به ماهان. دامنه، معتدل و سکنه آن ۱۲۰ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، حبوبات، میوه جات. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گجگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر