معنی گجنه
5 بازدید
[ گُ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان جلگه زوزن بخش خواف شهرستان تربت حیدریه، ۵۰هزارگزی جنوب رود و ۳هزارگزی شمال زوزن. جلگه، گرمسیر و سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی آنان کرباس بافی است. راه مالرو و تلفن خانه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گجنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر