معنی گجرگوک
5 بازدید
[ گَ جَ ] (اِخ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومهٔ شهرستان بیرجند، در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. دامنه، معتدل و سکنهٔ آن ۲۰ تن. آب آن از قنات. محصولات آن غلات، میوه جات و بنشن. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان کرباس بافی و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گجرگوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر