معنی گتی
5 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان گابریک بخش جاسک شهرستان بندرعباس، در ۱۰۴۰۰۰ گزی خاور جاسک و ۷۰۰۰ گزی جنوب راه مالرو جاسک و چاه بهار. جلگه، گرمسیری و سکنهٔ آن ۹۶ تن و زبان آنها بلوچی است. آب آن از چاه. محصول آن خرما. شغل مردم صید ماهی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گُ تی ی ] (اِخ) تیره ای از شعبهٔ شیبانی ایل عرب (از ایلات خمسهٔ فارس) مرکب از سه قسمت (فارسی، عبدالیوسفی و ولیشاهی). (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۷).
کلمات همقافیه با «گتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر