معنی گتهده
6 بازدید
[ گَ تِ دِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بالا بخش طالقان شهرستان تهران، در ۲۹هزارگزی خاور شهرک، سر راه عمومی و مالرو طالقان به شاه پل. کوهستانی، سردسیری و سکنهٔ آن ۷۶۶ تن است. آب آن از رودخانهٔ گرآب و درهٔ کهارکوه. محصول آن غلات، سیب زمینی، بنشن و قلمستان. شغل اهالی زراعت و گله داری، و عده ای برای تأمین معاش به تهران و مازندران میروند. صنایع دستی زنان مختصر کرباس، گلیم، جاجیم و شال بافی است. در جنوب ده روی کوه های میرابشم آثار ابنیه قدیم به نام قلعه دختر دیده میشود. مزارع روبار، سیکان رود، ممه رود جزء این ده است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «گتهده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر