معنی گبیر
7 بازدید
[ گُ بِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان آب (بلوک عنافجه) بخش مرکزی شهرستان اهواز، در ۱۶هزارگزی شمال خاوری اهواز و ۷هزارگزی خاور راه آهن (کنار رود کارون). دشت، گرمسیری و سکنهٔ آن ۶۰۰ تن. آب آن از کارون. محصول آن غلات و شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی و راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طایفهٔ لویمی هستند. این آبادی از سه محل به نام ۱، ۲، ۳ بفاصلهٔ دوهزارگزی از هم تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «گبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر