معنی گاو پوست
6 بازدید
(اِ مرکب) پوست گاو. پوست گاو که در آن کاه یا زر کنند: قنطار؛ یک پوست گاو پر از زر یا از سیم. (منتهی الارب). دگر هر چه در پادشاهی اوست ز گنج کهن پر کند گاو پوست.فردوسی. ز دینار گفتند و از گاو پوست ز کاری که آرام روم اندروست.فردوسی. || (ص مرکب) دارای پوستی ضخیم چون پوست گاو.
کلمات همقافیه با «گاو پوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر