معنی گاو پرواری
6 بازدید
[ وِ پَ رْ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گاوی که آن را در خانهٔ سرد به ایام تابستان نگهداشته و غذای لایق داده فربه نموده باشند. (غیاث) (آنندراج): اسب لاغرمیان به کار آید روز میدان نه گاو پرواری.سعدی. رجوع به پرواری شود.
کلمات همقافیه با «گاو پرواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر