معنی گاو عصار
7 بازدید
[ وِ عَ صْ صا ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گاوی که چشم او را بندند و همیشه در یکجا دور زند. (مثل...) در مورد کسی گفته شود که کار بیهوده کند: چو گاوی که عصار چشمش ببست دوان تا بشب شب همانجا که هست. (بوستان). سر گاو عصار از آن در که است که از کنجدش ریسمان کوتهست.(بوستان).
کلمات همقافیه با «گاو عصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر