معنی گاو زر
5 بازدید
[ وِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صراحی و ظرفی است که از طلا به هیأت گاو ساخته باشند. (برهان). ظرفی که بصورت گاو از زر سازند و در آن شراب نوشند. (آنندراج): <۵۳۰۶۴۰۱۲۰۱۱۸۹۲۵۰۲>... شرط صبوحی بود گاو زر و خون رز خون سیاوش بریز گاو فریدون بیار. خاقانی. در کف آهوان بزم آب رز است و گاو زر آتش موسی است آن در بر گاو سامری. خاقانی. || (اِخ) گاوی که سامری زرگر که یکی از اقربای موسی علیه السلام بود از زرهای غنائم فرعونیان ساخته بود و خاک سم اسب جبرئیل که آن را در روز غرق شدن فرعون به دست آورده بود در دهانش دمیده آن گاو مانند گاوان دیگر بانگ میکرد چه خاصیت خاک سم اسب جبرئیل که براق باشد آن بود که مرده را زنده میکرد و بدان سبب نه ونیم سبط بنی اسرائیل یعنی نه ونیم قبیله از بنی اسرائیل گوساله پرست شدند و او را گاو زرین هم میگویند. (برهان). گاو سامری : با گاو زری که سامری ساخت گوساله شمار زرگران را.خاقانی.
کلمات همقافیه با «گاو زر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر