معنی گاو راندن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) شیار کردن: قعقعة؛ گاو راندن. (منتهی الارب): هر که علم خواند و عمل نکند بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند. (گلستان).
کلمات همقافیه با «گاو راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر