معنی گاو جنگی
5 بازدید
[ وِ جَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گاو نر که آن را برای جنگیدن تربیت کنند: کل همچو گاو جنگی هر کس بینه بزنه در شان کل خدا گفت کلا لینبذن. اشعری مازندرانی (در باب پهلوان کچل).
کلمات همقافیه با «گاو جنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر