معنی گاوکوهی
4 بازدید
[ وِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب)گوزن. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). بقرالوحش . اسم فارسی آن گاو کوهی است. ایّل: گوشت گاو کوهی غلیظ باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «گاوکوهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر