معنی گاوکش
5 بازدید
[ کُ ] (نف مرکب) قصاب. کشندهٔ گاو: میزبان کین شنید رفت بزیر گفت با گاوکش حکایت شیر.نظامی. || (اِ مرکب) نام گیاهی است که در بوستانها و کشتزارها روید و ساق آن راست. و یا زغب گره دار بقدر ذرعی شبیه به نی و شیردار و برگ آن شبیه بطرخون و برگ کاج و گل آن بنفش و دانهٔ آن شبیه به عدس مایل به سپیدی و زردی بیخ آن سطبر و پرشیر و چون گاو از آن بخورد بمیرد و گوسفند را زیان ندارد و بنابراین به این اسم موسوم شده و آن را شبرم گویند. (آنندراج) (انجمن آرا).[ کُ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسفوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد، واقع در ۱۱ هزارگزی باختر الشتر، کنار باختر شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه. تپه ماهور، سردسیر مالاریائی، دارای ۴۸۰ تن سکنه. آب آن از سراب، محصول آنجا غلات، حبوبات، تریاک، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری، راه آن اتومبیل رو و ساکنین از طایفهٔ یوسف وند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ کُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بار معدن بخش سرولایت شهرستان نیشابور، واقع در ۳۴ هزارگزی جنوب باختری چکنهٔ بالا، کوهستانی، معتدل، دارای ۶۷ تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آن غلات، تریاک. شغل اهالی زراعت، مالداری و ابریشم بافی، راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گاوکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر